وب سایت شخصی من ویژه انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی افتتاح شد. دسترسی به تمام قسمتها از جمله اهداف و برنامه ها بدون نیاز به ثبت نام برای عموم آزاد است.
برای مجلس هشتم از حوزه انتخابیه تهران، شمیرانات، ری و اسلامشهر کاندیدا شده ام.
در صورت موافقت با برنامه های ارائه شده، با توجه به کمی زمان تبلیغات تقاضا دارد از طریق ایمیل، پیام کوتاه و غیره به کلیه دوستان و اعضای خانواده نیز اطلاع دهید. متشکر و سپاسگزارم.
+ نوشته شده در دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 11:30  توسط سعید، علی حسینی
|
در مورد فیلم 300 و اعتراض به توهین این فیلم به ایران و تمدن آن مطالب زیادی گفته شده و برنامههایی هم از طریق صدا و سیما پخش شده است؛ در باطل بودن این فیلم شکی نیست اما هیچ کس در مورد چرایی چنین اتفاقاتی سخنی نمیگوید، به قول معروف: تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها ... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 10:32  توسط سعید، علی حسینی
|
گفته هاي دکتر علي لاريجاني، مترجمين سازمان ملل و خوانندگان نشريات اروپايي را دچار سرگيجه مفرط تاريخي كرد. علی لاریجانی:"با نشان دادن « لولو» ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمی شوند". ...
مرد دوستي را كشف كرد و عشق اختراع شد. زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد! مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد. زن پول را كشف كرد و « خريد كردن » اختراع شد! از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را كشف و اختراع كرد. ولي زن همچنان مشغول خريد بود (همین جوری واسه این که یه چیزی نوشته باشم!)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 0:42  توسط سعید، علی حسینی
|
شنبه 16/10/1385 من مشهد بودم و به اتفاق خانم آماده میشدیم یک سفر چند روزه بریم کیش. ظهر از گناباد تماس گرفتند که احتمالاً شب مادر، کریم، حمزه، و عفت میان مشهد تا عید غدیر به زیارت امام رضا برن. بعد از ظهر ساعتای شش هر چه به موبایل حمزه زنگ زدم یا در دسترس نبود یا جواب نمیداد، عفت هم همین طور. با نعیمه تماس گرفتم گفت حمزه زنگ زده و به شوخی گفته تصادف کردن؛ دوباره به حمزه زنگ زدم با صدایی لرزان و دردناک گفت که ماشین چپ کرده ولی کسی کاری نشده، همه سرپاییاند و به بیمارستان بیدخت اعزام شدن ...
این مشکلیه که مربوط به تمام مدیران دولتی میشه، از اون مدیر کل انفورماتیک که با اینترنت و کار وب مخالف بود و میگفت آمریکا با ماهواره از اینترنت جاسوسی میکنه تا اون مدیرانی که بدون هیچ نیازی و صرفاً بر اساس حسد با ادامه تحصیل من و چهار نفر از دوستان مخالفت میکردن تااون سرهنگ رئیس کل وظیفه عمومی خراسان با چندین و چند تابلو تشویق نامه که همه قوانین رو اون جوری که خودش میخواست تفسیر میکرد و آخر سر معلوم میشه برداشتش کاملاً بر عکس قانون بوده! همه اینارو که کنار هم میزارم میبینم شاید تقصیر اون مدیران بیخرد نیست، تقصیر خودمه که گیر چه خرایی میافتم و تقصیر تموم آدمای دیگهای که اونا هم دچار همین مشکل هستن! ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 10:7  توسط سعید، علی حسینی
|
پریروز جمعه 26 آبان به اتفاق عمو ابراهیم و زن عمو، آقا رضا، محمدحسین و مؤید رفتم قم زیارت حضرت معصومه. هفته بسیار پرکاری بود و فکر نمیکردم بتونم به این زیارت برم. از طرفی آقا رضا دوست داشتن که یک مسافرت مجردی و این چنینی که شاید دیگه فرصتش پیش نیاد با هم داشته باشیم، از طرفی هم ریحانه عزیز این زیارتو توصیه میکردن.
این روزا کار جدیدی به اتفاق دو نفر از دوستان شروع کردیم؛ یکی از این همکاران عزیز مسافرت شمال رفته بود، در اوج کار و در حالی که درگیر دکور و بازسازی محل کار بودیم نمیتونستم همکارم رو تنها بذارم، همکار مسافر هم در دسترس نبود. به ناچار تصمیم به موندن و ادامه کار گرفتم. آخرای شب تونستم با همکار مسافرم تماس بگیرم که داشت برمیگشت تهران. حالا خوشبختانه همه چیز درست شد، همکاران من کارای منو بر عهده گرفتن و به من اجازه مرخصی دادن، شب همدیگه رو در کافه تکسین ملاقات کردیم و یک بسته سوهان سوغات قم به عنوان تشکر تقدیمشان کردم.
از حضرت فاطمه معصومه خواستم زندگی سعادتمند و خیر و برکت فراوان را برای ما از خداوند شفاعت کنند. عکسای قم رو بعدن میذارم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 12:22  توسط سعید، علی حسینی
|
پنجشنبه هفته پیش 18 آبان 1385 رفته بودم مشهد. روز قبلش باد و طوفان شدیدی آمده بود، این باد خسارتی به بار نیاورده بود بلکه آن طور که شنیدم باعث گردافشانی گلهای زیادی هم شده بود؛ عروسی گگوی عزیزم آقا حمزه و عروس گلش نعیمه خانم بود، یه عروسی ساده و مختصر که در اون دیدن شادی حمزه برای من یک دنیا ارزش داشت، شادیای که همه ما روزها و سالها منتظرش بودیم. همراه آقا رضا، کریم آقا و خانوادش، و حمید آقا از فرودگاه مهرآباد رفتم مشهد، برای من که تا روز حرکت بلیط نداشتم این مسافرت شاید خواست خدا بود، خدایی که لطفش بارها و بارها شامل حالم شد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 11:34  توسط سعید، علی حسینی
|
Bienvenue à mon espace
سلام، من سعید علی حسینی هستم. متولد پنج شنبه 05/04/1354 و 26/06/1975 در روستای نجم آباد شهرستان گناباد استان خراسان به دنیا آمدم. تحصیلاتم را در دبستان آزادی، مدرسه شبانه روزی شهید مفتح، و دبیرستان های شهید بهشتی و ابن سینای گناباد در رشته ریاضی و فیزیک به پایان رساندم. سال 1372 در رشته مهندسی نرم افزار بورسیه یک سازمان دولتی در دانش گاه صنعتی شریف پذیرفته شدم. سال 1377 فوق لیسانس مهندسی نرم افزار دانش گاه صنعتی امیرکبیر قبول شدم اما به اجبار سازمان بورس دهنده از ادامه تحصیل منصرف شدم.
جهت دست رسی ساده تر، ابتدا از قسمت آرشیو موضوعی، موضوع مورد نظر را انتخاب کنید.
هرگونه برداشت و کپی برداری از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.